close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مهمترین مشکلات معلولین جسمی و حرکتی


عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
تاریخ: چهارشنبه 3 آذر 1389
دسته:
بازدید: 7024

 

مهمترین مشکلات معلولین جسمی و حرکتی

معلولین هر جامعه چشم بینای آنها میباشند بدین تعبیر که حکمت و مصلحت الهی در ظرفیت وجودی آنها به عنوان موجودی باعزت و با ظرفیت تحمل مصائب متجلی گشته است.

معلولین جسمی و حرکتی قشری از جامعه معلولین می باشند که اکثرا ذهن سالم و پویایی دارند خصوصا اینکه ضایعات جسمی نیز در اینها به عنوان انگیزه عمل می نماید و موتور شتابان ذهنی اینها را خوب آب دیده می کند فلذا قدرت استدلال و استنباط فکری و تفکر صوری در این عزیزان خیلی بالاست و اکثرا هم به مراحل عالی پیشرفت تحصیلی دست پیدا می کنند و اگر هم ناکامی باشد مطمئنا موانع محیطی بوده است که نگذاشته استعداد آنها شکوفا شود.

ولی درعمل وجود یک سری موانع در مسیر زندگی این عزیزان احتمال آسیبهای جدی را هم برای خود این عزیزان وهم برای جامعه متصور می نماید.

در همین راستا بنده به پاره ای از مشکلات اشاره می نمایم:

1- وجود نگرشهای منفی و آسیب رسان در سطوح مختلف تصمیم گیری جامعه نسبت به این عزیزان:

طوری که عملا" به عنوان قشری قابل ترحم ـ فاقد توانمندی و موجوداتی مصرفی و سربار تلقی میشوند و حتی تنها سازمان متولی آنها به عنوان نیرویی ناکارآمد بدانها می نگرد !!

وجود چنین نگرشهای منفی حتی باعث آن می گردد که تلاش و همت خدایی این عزیزان در عرصه های مختلف اجتماعی جامعه نادیده انگاشته شود.

 

2- فقدان قانون و یا نارسائی قوانین صریح در رابطه با امور معلولین:

 

اینکه چرا با چنین معضلی روبرو هستیم به نگرش منفی به معلولین بر می گردد یعنی آن باور لازم در جامعه ما نسبت به کارآیی و توانمندی معلولین هنوز جا نیفتاده و متاسفانه با وجود اینکه هم اعتقادات مذهبی ما و فرمایشات بزرگان دینی ما ضرورت پردازش جدی به معلولین و محرومین را خیلی روشن مطرح نموده است باز هم نوعی آشفتگی فکری و نگرشی نسبت به جایگاه معلولین به صورت عمیق و دردآور ملاحظه می شود.

 

شاید ذکر مصادیقی به تفهیم موضوع کمک کند و آن اینکه در بند الف ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولین به صراحت ارگانها و ادارات را موظف نموده است 3%سهمیه استخدامی خود را به اشتغال معلولین اختصاص دهند ولی براستی کدام سازمان و کدام ارگان دولتی بدان عمل نموده است؟! حتی خود سازمان بهزیستی و بعضی از مسئولان آن چنین استدلال می کنند که ما بجای یک کارشناس معلول می توانیم از یک فرد سالم بهره بگیریم تا مثلا" از او در کارهای غیر تخصصی نیز استفاده کنیم!!

 

در بند و ماده 7 همان قانون تاکید می کند 60% پستهای تلفنچی به معلولین اختصاص داده شود!! یعنی نگرش منفی آن قدر عمیق است که حتی قانون گذار محترم ناخود آگاه بدان پرداخته است و البته نه اینکه این بند نامناسب است بلکه یک بند ارزشی کم دارد و آن اینکه مثلا" درصدی از مشاغل مدیریتی و مشاغلی که به نوعی با مدیریت مرتبط است حداقل به معلولین راغب اعطا شود.

 

به نظر من معلولین ما خصوصا نخبگان و تحصیل کرده های آنها خیلی ظرفیت کارهای ابتکاری دارند و اگر فرصت به اینها داده شود مفید عمل می کنند.

 

3- نبود و یا نارسایی سازمانی مقتدر در جهت دفاع از حقوق معلولین

 

قشری که با کلکسیون مشکلات جسمی ـ روحی و اجتماعی مواجه است نیازمند سرپرستی دلسوز ـ فهیم ـ و اهل ایمان به معنای واقعی آن می باشد شاید تنها سازمان دولتی که قانون وظیفه حمایت از معلولین را بدان محول نموده است سازمان بهزیستی باشد ولی در عمل ما شاهد بی توجهی این سازمان به معلولین به صورت جدی می باشیم. و بیشتر مشکلات معلولین به خودسازمان بهزیستی و عوامل انسانی آن مربوط می گردد تاچه برسد این سازمان مدافع حقوق آنها باشد.

 

از طرفی مرکز تصمیم گیری واحد و منسجمی نیز خود معلولین عزیز ندارند که لااقل خودشان با هماهنگی و اتحاد رویه با یاری جستن از افکار عمومی جامعه به حل مشکلاتشان بپردازند و در مواردی که از لحاظ قانونی حریم انسانی آنها زیر سوال می رود پیگرد حقوقی و قانونی داشته باشند و مجموعه این عوامل یعنی مسئولیت نپذیری جدی سازمان بهزیستی و نبود مرکز تصمیم گیری واحد و هماهنگ کننده برای معلولین در نهایت منجر به آن گردیده است که حتی بعضی از متولیان به ظاهر حامی معلولین در عمل خودشان آبروی حرفه ای و صلاحیت علمی این عزیزان را زیر سوال می برند.

 

4- بی توجهی کامل به درصدهای معلولیت افراد در واگذاری مشاغل دلخواه آنان:

 

واقعیت این است که با وجود آنکه معلولین با هزار مکافات و وسواس و فیلتر به مشاغل دلخواه خود دسترسی پیدا می کنند و بیشتر آن موانع نیز با معلولیت آنها ارتباط پیدا می کند ولی آن عده ای هم که موفق به انتخاب شغلی می گردند عملا با یک سری تبعیض های اداری و بی عدالتی ارزشیابی مواجه می شوند یعنی همان مدت کارکرد افراد سالم و همان کیفیت انجام امور بدون هیچگونه اغماضی از اینها انتظار می رود و بعلت شرایط خاصشان بیشتر زیر ذره بین قرار می گیرند و این در صورتی است که پاره ای افراد سالم یا عمدا و یا غیر عمد به حداقل وظایف خود عمل نمی کنند و هیچ استیضاحی نیز نمی شوند!!

 

در واقع معلولین شاغل به اسباب توجیه قصور مدیران نالایق بدل می شود یعنی اگر منصفانه قضاوت شود خود مدیر مشکل دارد ولی بنده خدا معلول زیر سوال می رود؟!!

 

مطلب دیگر اینکه مدت خدمت معلولین شاغل بایستی باتوجه به درصد معلولیت آنها درنظر گرفته شود و هر چند چنین قانونی وجود دارد ولی در عمل می بینیم که اجرائی نشده است و کسی هم به جد پیگیر این مسئله نیست!!

 

سازمان بهزیستی خیلی به راحتی می تواند به وظیفه خود در مورد معلولین شاغل عمل نماید و با هماهنگی با اداراتی که معلولین در آنها خدمت می کند هم از لحاظ مناسب سازی اماکن و چگونگی این مسئله در ادارات طبق تبصره سوم ماده دوم قانون حمایت از معلولین عمل نماید و هم با تشویق ها و اقدامات ارزشی در مراسمات مختلف معلولین را حمایت کند.

توانبخشی معلولین جسمی حرکتی حسی

مقدمه:

توانبخشی مجموعه ای است که اقدامات هدفمند را در جهت قادرسازی شخص معلول به منظور دستیابی به سطح نهایی توانایی و عملکرد جسمی، حسی، و حفظ این توانایی ها انجام می دهد. بر همین اساس در سال 1383 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و این قانون ابعاد تازه ای به حمایت از معلولان بخشید. بر این قاعده فعالیت عمده این مجموعه تغییر زندگی معلولین برای کسب استقلال بیشتر است. اقدامات فوق در این سازمان در قالب ابعاد توانبخشی به صورت تیمی که ذیلاً تعریف می شود انجام می پذیرد.

معلول جسمی حرکتی: به فردی اطلاق می شود که به دنبال ناتوانی شدید و دائمی جسمی ناشی از فلج عضو ، قطع اندام، نقص عضو، دچار محدودیت حرکتی شده باشد.

معلول حسی: شامل نابینا و کم بینا ، ناشنوا و کم شنوا می باشد.

نابینا: به فردی اطلاق می شود که حدت یا میزان بینایی وی در حدود دو چشم با بهترین اصلاح توسط عدسی های تصحیح کننده به میزان کمتر از 200/20 یا به عبارت دیگر کمتر از یک دهم و یا میزان دید کمتر از 20 درجه باشد طوری که تشخیص حرکت دست و شمارش انگشتان از یک متری برایش مقدور نباشد.

کم بینا: به فردی اطلاق می شود حدت یا میزان بینایی وی در هر دو چشم با بهترین اصلاح توسط عدسی های تصحیح کننده بین 200/20 تا 200/60 یا به عبارتی 1/0 تا 3/0 باشد.

معلول شنوایی: به فردی اطلاق می شود که به لحاظ آسیب های وارده به سیستم شنوایی دچار اختلالات شنوایی شده که با استفاده از وسایل کمک شنوایی نظیر سمعک و و اقدامات توانبخشی می توان تا حدی مشکلات ارتبطای وی را برطرف ساخت.

خدمات توانبخشی به معلولین جسمی حرکتی حسی

1. ارائه خدمات شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، ارتوپدی فنی به منظور توانمندسازی و ایجاد شرایط مناسب جهت حضور فعال وی در جامعه

2. تدوین و ارائه برنامه های آموزشی نحوه مراقبت و رعایت بهداشت فردی، تمرین درمانی و نحوه انجام فعالیتهای روزمره و بهداشت روان، اصول ازدواج، آموزش برنامه های توانبخشی شنوایی به خانواده های دارای کودک کم شنوا به منظور کسب استقلال نسبی فرد معلول و خانواده وی ، به فرد و جامعه می باشد.

3. ارائه خدمات حمایتی و اجتماعی از قبیل بیمه پایه، بیمه مکمل، تأمین هزینه ایاب و ذهاب ، تأمین کمک هزینه تحصیلی و دانشجویی، پرداخت مستمری، هزینه حق پرستاری معلولین ضایعه نخاعی

4. تأسیس وتوسعه مراکز غیردولتی (ایجاد مراکز خانواده و کودک نابینا، توسعه مراکز جسمی حرکتی ، MS، خانواده و کودک کم شنوا و ناشنوا و روزانه ضایعات نخاعی)

5. ارزشیابی و نظارت بر فعالیت مراکز غیردولتی و نحوه ارائه خدمات

6. واگذاری خدمات توانبخشی به بخش غیردولتی

7. بهینه سازی ظرفیت ارائه خدمات در مراکز توانپزشکی دولتی

8. ایجاد ارتباطات با سازمانهای بین المللی با هدف اجرای برنامه های مشترک

9. کارشناسی خرید وسایل و تجهیزات توانبخشی به منظور ارتقاء سطح کیفی وسایل

10. پیشگیری از بروز و شدت معلولیت با تدکید بر اقدام به موقع توانبخشی

کلینکهای توانپزشکی:

پذیرش و ارائه خدمات مشاوره، روانشناسی، مددکاری اجتماعی به کلیه معلولین و پیگیری ان و ارائه کلیه خدمات توانبخشی نظیر پزشکی، فیزیوتراپی ، کاردرمانی، گفتاردرمانیع شنوایی شناسی، بینایی سنجی و تجویز وسایل کمکی و خدمات ارتوپدی فنی و آموزش توانبخشی نابینایان و ناشنوایان

مرکز توانبخشی نابینایان (روزانه)

- پذیرش و ارائه خدمات مشاوره به نابینایان و پیگیری آن

- ارائه خدمات توانبخشی در جهت افزایش توانمندی معلولین نابینا

- ارائه خدمات فرهنگی مانند چاپ و ضبط کتب نابینایان به خط بریل و ارائه کتب گویا

- توزیع تجهیزات نابینایان و وسایل کمک آموزشی

- ارائه خدمات چشم پزشکی و ارزیابی بینایی

- حرفه آموزی نابینایان شامل ماشین نویسی، قالیبافی، کامپیوتر و امورهنری

مرکز توانبخشی ناشنوایان(روزانه)

ارائه خدمات آموزشی توانبخشی جهت افزایش توانمندی معلولین ناشنوا از طریق تربیت شنیداری ، گفتار درمانی، ارتقاء مهارتهای گفتاری و شنوایی و زبان اشاره ، سواد آموزی و

مرکز آموزشی فنی و حرفه ای

ارائه خدمات آموزش فنی و حرفه ای به معلولین جسمی حرکتی ، نابینا، ناشنوا متناسب با توانمندی و نوع و شدت معلولیت آنان رای جذب در بازار کار از طریق کلاسهای مختلف روزانه در یکی از رشته های صنایع دستی بومی یا صنعتی

سایر خدمات:

از طرح های مهم سازمان بهزیستی در دفتر جسمی حرکتی، ویزیت دوره ای معلوین ضایعه نخاعی در منزل می باشد.

تیم سیار ضایعات نخاعی: به تیمی از افراد مجرب گفته می شود که فعالیت آن ارائه اقدامات توانبخشی ، پزشکی ، اموزشی به افراد معلول جسمی حرکتی بصورت گروهی یا انفرادی در محل اقامت فرد (خارج از مراکز درمانی) می باشد. این تیم متشکل از پزشک، فیزیوتراپیست، کاردرمانگر، پرستارع روانشناس و مددکار اجتماعی می باشد.

منظور از معلول ضایعه نخاعی هر فردی است که به علت ایجاد ضایعه در نخاع درنتیجه علل اکتسابی و علل غیراکتسابی دچار عوارض ناشی از ضایعه نخاعی گردد.

طرح توانبخشی مبتنی برجامعه (CBR)

با توجه به اینکه اجرای برنامه های توانبخشی با رویکرد مشارکتی و حضور فعال معلول و خانواده وی در برنامه های توانبخشی و مبتنی برجامعه بودن برنامه ها، اثربخشی آنها را تکمیل می نماید، مشارکت فرد معلول، خانواده و جامعه محلی و ملی یکی از اصول مهم در توانبخشی معلولین می باشد. همچنین با توجه به نقش مهم و مؤثر آموزش همگانی در تمامی سطوح توانبخشی و افزایش اطلاع رسانی و آگاه سازی فرد معلول ، خانواده و جامعه (دولتهای محلی و منطقه ای و ملی و سازمانهای غیردولتی ، متخصصین و ) در درمان و توانبخشی گروههای مختلف معلولین ، می توان به این نتیجه دست یافت که دستیابی امل به اهداف والای توانبخشی میسر نیست مگر در سوای اجرای توانبخشی مبتنی بر جامعه که یکی از رویکردهای نوین و در حال اجرا در تمامی برنامه های توانبخشی می باشد.

طرح توانبخشی کودکان ناشنوا از طریق کاشت حلزون

یکی از روشهای توانبخشی برای کودکان کم شنوای بسیار عمیق که وسایل کمک شنوایی مانند سمعک برایشان مفید و سودمند نمی باشد، کاشت حلزون است. در این روش از طریق عمل جراحی پروتز مخصوصی در حلزون گوش بیمار قرار داده می شود. بعد از عمل جراحی با کمک اقدامات توانبخشی شامل تربیت شنیداری و گفتار درمانی، کودک به لحاظ رشد گفتار و زبان می تواند به شرایط نسبتاً عادی دست پیدا کند.

مراحل اجراء طرح فوق عبارتند از:

1. مراجعه کودک به متخصص شنوایی شناسی سازمان بهزیستی که در صورت تدیید کارشناسی شدت کمک شنوایی فرد و عدم سودمندی سمعک برای وی به مراکز کاشت حلزون ارجاع می شود.

2. ارزیابی کامل شنوایی در مراکز کاشت حلزون

3. مراجعه خانواده به بهزیستی محل سکونت جهت تشکیل پرونده برای کودک

4. معرفی کودک همراه با مدارک پزشکی لازم به معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی کشور به منظور هماهنگی ها و اقدامات بعدی

معلوليت به ناتواني در انجام تمام يا قسمتي از فعاليت هاي عادي زندگي فردي يا اجتماعي به علت وجود نقصي مادرزادي يا اكتسابي، در قواي جسماني يا رواني اطلاق مي شود.

   

    انواع معلوليت ها: 1- معلوليت هاي جسمي كه شامل اين موارد است: الف: معلوليت هاي حواسي : مانند نابينايي و ناشنوايي. ب: معلوليت هاي حركتي : شامل انواع نقص عضوها، ضايعات نخاعي و ناهنجاري هاي مربوط به اسكلت و عضلات. ج: معلوليت احشاي داخلي : شامل ناهنجاري هاي قلبي - عروقي، تنفسي، كليوي و غيره. 2-معلوليت ذهني عبارتند از: الف : عقب ماندگي ذهني ب: بيماري رواني

   

    علل معلوليت ها : 1- معلوليت هاي اكتسابي: در اثر تصادفات، حوادث يا بلاهاي طبيعي، جنگ، آتش سوزي، مسموميت ها و يا بيماري هاي مزمن و عوارض ناشي از آنها، فرد ممكن است دچار اين معلوليت گردد. 2 - معلوليت هاي مادرزادي: علل معلوليت مادرزادي را به طور كلي به دو دسته تقسيم مي كنند: الف: عوامل دوران بارداري: نظير عوامل ژنتيكي، سوء تغذيه مادر، سن بالاي مادر، رعايت نكردن بهداشت دوران بارداري، اشعه، دارو، بيماري مادر و استعمال دخانيات. ب: عوامل هنگام زايمان: زايمان مشكل و طولاني، زايمان هاي غيربهداشتي، ضربات وارده به نوزاد هنگام تولد.

   

    راه هاي پيشگيري از معلوليت ها: پرهيز از ازدواج هاي فاميلي، مراقبت هاي دوران بارداري، تغذيه صحيح مادر، اجتناب از باردار شدن در سنين بالاي 35 سال و زير 18 سال، مصرف نكردن دارو در هنگام بارداري، اجتناب از در معرض اشعه قرار گرفتن و انجام زايمان در شرايط كاملاً بهداشتي و تحت نظر فرد دوره ديده از جمله اقداماتي هستند كه مي توانند از بسياري از معلوليت ها پيشگيري نمايند.

    برخورد خانواده با افراد معلول بايد چگونه باشد؟درك اين نكته مهم است كه اگرچه ممكن است فرد معلول با ديگران تفاوت داشته باشد ولي تكيه بر ناتواني فرد، نه تنها كمكي به وي نمي كند بلكه بر مشكلات وي خواهد افزود. افراد معلول غالباً مشكلاتي دارند كه مانع انجام برخي از فعاليت هاي آنها مي شود يا احتمالاً آنها بعضي از كارها را به شكل ديگري انجام مي دهند، اما اكثر افراد معلول نيز مي توانند پس از آموزش لازم، بسياري از فعاليت هاي عادي زندگي را با اندك تفاوت يا آهسته تراز ديگران انجام دهند. آنچه يك معلول نياز دارد، پذيرفتن و باور كردن توانايي هاي اوست نه غصه خوردن براي ناتواني وي.

    علت معلوليت هاي جسمي و حركتي چيست؟ افراد مبتلابه ضايعات نخاعي معمولاً از ناحيه پا دچار ناتواني هستند و فلج هاي مغزي مي تواند هر يك از اندام ها يا همه آنها را مبتلاسازد. بيماري ها، حوادث و تصادفات نيز مي توانند سبب بروز نوعي نارسايي حركتي در فرد شوند. در برخورد با معلول جسمي بايد ضمن توجه به محدوديت هاي حركتي فرد، ديگر توانايي هاي او در حدي تقويت شود كه حتي الامكان بتواند نارسايي ها را جبران كند.

    با افراد نابينا و ناشنوا چگونه برخورد كنيم؟در برخورد با فرد نابينا بايد تلاش نمود تا در صورت وجود بينايي حتي به صورت جزئي با استفاده از روش هاي مناسب، مهارت هاي فرد را در استفاده از آن بالابرد. تقويت حواس ديگر فرد، وي را در مواجهه با عوامل محيطي موفق تر مي كند. وضعيت زندگي و اثاثيه منزل بايد به نحوي چيده شود تا فرد ناب ينا بتواند به راحتي وسايل مورد نياز خود را پيدا كند. خوشبختانه امروزه با استفاده از الفباي بريل، نابينايان مي توانند با سواد شوند، بخوانند و بنويسند. در برخورد با افراد ناشنوا هم بايد آرام و شمرده صحبت كرد و موقع صحبت كردن روي خود را به سمت فرد نگه داشت تا او بتواند با لب خواني، منظور ما را درك كند. صحبت با صداي بلند باعث مي شود كه وي نتواند منظور ما را به خوبي درك كند. چون در اين حالت، لب خواني مشكل مي شود.

    به چه افرادي عقب ماندگان ذهني مي گويند؟ عقب ماندگان ذهني افرادي هستند كه از نظر فعاليت هاي ذهني نسبت به همسالان خود نارسايي دارند و عقب مانده هستند. در نتيجه از نظر توانايي يادگيري، همسازي با محيط، بهره برداري از تجربيات، درك مفاهيم، قضاوت و استدلال صحيح، به درجات مختلف محرومند. عقب ماندگان ذهني به چند گروه تقسيم مي شوند: الف: آموزش پذير: بهره هوشي اين افراد، بين 70-50 است. اين گروه به طور كلي چه به لحاظ حركات و حواس و چه به لحاظ رواني از كودكان عادي كندتر هستند. سازگاري اجتماعي اين افراد، به شرايط محيطي آنها بستگي دارد. در برخورد با اين افراد، بايد متوجه محدوديت هاي ذهني آنها بود. انتظارات والدين نيز بايد با توجه به شرايط ذهني آنها باشد. ب: تربيت پذير: بهره هوشي اين گروه، بين 50 -25 است. به لحاظ عاطفي وضع بسيار متغيري دارند. معمولاً وقتي چيزي را طلب مي كنند مهربان و مطيع هستند، اما در مقابل مخالفت هاي ديگران خشم، غضب و عصبانيت شديد از خود بروزمي دهند. توانايي ذهني اين افراد در هر سني كه باشند در حد توانايي هاي ذهني كودك 6 ،7 ساله باقي مي ماند. والدين در برخورد با آنها بايد به توانايي ذهني آنها توجه نمايند و در هر حال، توجه داشته باشند كه اگرچه از لحاظ جسمي روز به روز بزرگتر مي شوند ولي در توانايي هاي ذهني، همچنان محدوديت دارند.

   


برچسب ها : ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط آشنا در تاریخ 1391/2/21 و 8:52 دقیقه ارسال شده است

آشنا

ز يزدان بترس و ز ما شرم دار *** نگه كن بدين گردش روزگار


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی