close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
ارتباط دختر و پسر و شرایط آن


عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
تاریخ: یکشنبه 10 ارديبهشت 1391
دسته:
بازدید: 579

مهارخود نمایی ،بدون خشونت

در مقالات قبل راجع به انگیزه ها ی برقراری ارتباط با جنس مخالف واثرات زیان بار ارتباط ناصحیح به اختصار صحبت کردیم و شرایط یک ارتباط صحیح راگفتیم. ازعلل و عوامل گوناگونی که در بروز رفتارهای نادرست در روابط دختران و پسران نقش دارند ،به بررسی رفتار نوجوان و دنیای روابط نامریی پرداختیم و در مقاله ی آموزش ارتباط سالم با جنس مخالف در خانواده و ارتباط دختر پسر از کودکی به نقش خانواده در شکل گیری ارتباط صحیح پرداختیم و در این مقاله به جنبه های دیگر  تاثیر گذاری خانواده می پردازیم که از قرار زیر است:

القاء افراط در رفتار اجتماعی و برخورد با جنس مخالف

یکی از دلایل برخوردها و روابط نامطلوب میان دختران و پسران، القای افراط در روابط اجتماعی، بین دو جنس است. برخی از خانواده‌ها به اشکال و دلایل گوناگون، به فرزندان خود القا می‌کنند، که با دیگران از آن جمله، با افراد جنس مخالف رفتاری گرم، اجتماعی و دلپسند داشته باشند. القای چنین مطلبی ضرورتا به صورت توصیه زبانی، انجام نمی‌گیرد، بسیاری مواقع رفتار پدر و مادر تشویق کننده چنین رفتاری است. آنها در رفتارهای عینی خود به گونه‌ای عمل می‌کنند که افراط در معاشرت را به فرزندانشان تلقین می‌کنند.

 

یکی از اشکال این القا کردن در خانواده‌هایی دیده می‌شود که به دلیل رشد سریع اقتصادی خود و افزایش نامناسب درآمد خانواده، تلاش می‌کنند سطح اجتماعی و فرهنگی خود را نیز رشد دهند و خود را در زمره خانواده‌های به اصطلاح سطح بالای اجتماعی در آورند. چنین خانواده‌هایی بدون کسب مقدمات لازم فرهنگی، و با تصور این مطلب که رشد اجتماعی نیز می‌تواند به سهولت درآمدهای کاذب رشد کند، دست به اعمالی می‌زنند که مشکل آفرین است و برای خود و نظام اجتماعی ناهنجاری‌هایی به ارمغان می‌آورد.

عدم هدایت صحیح  خودنمایی در خانواده

خودنمایی به عنوان یک رفتار همگانی در سطوح خاصی از رشد شخصیت انسان، به شکل طبیعی دیده می‌شود. بسیاری از افراد انسانی به منظور جلب توجه سایرین اقدام به خودنمایی می‌کنند. این خودنمایی می‌تواند ابعاد گوناگونی داشته باشد. نمایش آثار هنری خود، نشان دادن عملکرد مثبت درسی و تحصیلی، نشان دادن محصول کار و تولید و بسیاری موارد دیگر، انواعی از نمایش خویشتن به دیگران، به منظور جلب توجه است. نمایش اینگونه ویژگی‌ها یعنی خصوصیاتی که از یک سو نیاز طبیعی انسان را به جلب توجه دیگران، ارضا می‌کند و از سوی دیگر موجب رشد و تعالی اجتماعی می‌شود، بسیار سودمند و سازنده است. ولی نمایش بدن خود به غیرمحرم و نیز نشان دادن رفتارهای تحریک کننده غرایز سایرین، آثاری مخرب برای فرد و جامعه برجای می‌گذارد.

 خانواده‌ها، باید به این نیاز طبیعی فرزندشان توجه و سعی کنند شرایط را به گونه‌ای فراهم سازند که فرزندان آنها بتوانند آثار سازنده ای از خود به دیگران نشان دهند و از این طریق جلب توجه کنند. در صورتی که این شرایط به خوبی فراهم بیاید، فرزندان ما با پشت سر گذاشتن مراحل رشد شخصیتی خویش به جایی خواهند رسید که جلب توجه سایرین نیز برای آنها انگیزه‌ای رضایتبخش نخواهد بود. انسان با طی مراحل تحولی خود به نقطه‌ای می‌رسد که در آن انجام کار درست و تحقق استعداد‌های خود و سایرین برایش فی‌نفسه مطلوب خواهد بود.

در خانواده‌ها باید به این نکته تاکید شود که هر چند ممکن است انسان از طریق خودنمایی بدنی و نمایش رفتارهای تحریک کننده توجه عده‌ای را به سرعت به خود جلب کند، لکن باید بدانیم که این عده از جمله کسانی هستند که تا وقتی ما به آنها بهره می‌دهیم با ما هستند، ولی به محض اینکه احساس کنند ما توان بهره‌دهی را از دست داده‌ایم، به بدترین وضع ما را رها و ترکمان می‌کنند.

 

سختگیری و خشونت نسبت به نوجوان

یکی دیگر از عوامل موثر در ایجاد برخوردهای نامناسب بین دختر و پسر، ناشی از سختگیری و خشونت خانواده نسبت به نوجوان است.

سنین نوجوانی آغاز استقلال فکری و شخصیتی نوجوان است او هر چند در این سنین به جایی نرسیده است که خود بتواند کاملا مستقل عمل کند، لکن لازم است به کمک خانواده و مدرسه، استقلال را تمرین کند. او می‌باید در این بین به مثابه یک فرد ارزشمند در زمینه مسائل گوناگون زندگی، تصمیم بگیرد و به تصمیم خود جامه عمل بپوشاند. در صورتی که عوامل گوناگون محیطی، از جمله سختگیری و خشونت خانواده، مانع رشد استقلال شخصیت نوجوان شود، کمترین آسیب آن پرورش نیافتن صحیح و همه جانبه شخصیت وی خواهد بود. چنین آسیبی باعث می‌شود نوجوان نتواند در زندگی به تصمیم و اراده مستقل دسترسی پیدا کند. چنین فردی در بزرگسالی نیز فردی غیر مصمم، بی‌اراده و منفعل خواهد شد؛ بی‌توجهی به پرورش استقلال در شخصیت نوجوان، آسیب‌های دیگری نیز بر او وارد می‌سازد؛ یکی از آسیب‌های وارد شده در این زمینه‌، ایجاد اختلال در روابط اجتماعی فرد با دیگران است.

 

 وجود افراط‌ها و تفریط‌ها در روابط اجتماعی، می‌تواند حاصل یک شخصیت غیرمستقل و منفعل باشد. فردی که بیش از حد به دیگری متکی است.فردی که خود را به تنهایی قابل تصور نمی‌داند و پیوسته خود را نیازمند و محتاج به فرد و یا افراد دیگری می‌داند و در نقطه ی مقابل این شخصیت، فردی را می‌توانیم مجسم کنیم که از برقراری هر گونه رابطه اجتماعی با دیگران عاجز است؛ هر چند ممکن است در جامعه زندگی کند و با دیگران ارتباط ظاهری داشته باشد، لکن فردی است تنها،نمی‌تواند با هیچ‌ کس رابطه صمیمانه و عمقی  برقرار کند. چنین فردی حتی اگر ازدواج بکند، نمی‌تواند با همسر خود رابطه ی صمیمانه‌ای برقرار کند. چنین اختلالاتی در رفتار اجتماعی، می‌تواند ناشی از عدم پرورش استقلال روانی در شخصیت نوجوان باشد.

 

یکی از عوامل خانوادگی که در عدم شکل‌گیری شخصیت مستقل نوجوان، تاثیر به سزایی دارد، خشونت و سختگیری نسبت به اوست.

خانواده‌ای که فرزند نوجوان خود را بدون توجه به شخصیت و ارزش وی، مورد تهدید، عتاب، خطاب و سرزنش قرار می‌دهد و حتی کتک می‌زند، باید بداند که به یک عنصر اساسی در شخصیت وی بی‌توجهی کرده است، تا آنجا که آسیب چنین اعمالی به سادگی زایل نمی‌شود.

سختگیری در مورد ازدواج

یکی دیگر از عوامل ایجاد برخوردهای نامناسب در میان دختران و پسران، ناشی از سختگیری و داشتن افکار آرمانی و گاه نارست، در مورد ازدواج است. امروزه افکار گوناگونی ذهن‌های پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که این افکار در عمل موانع زیادی در مقابل ازدواج ایجاد می‌کند. برخی از این افکار ریشه در فرهنگ آن خانواده دارد. از جمله افکاری که ما در این زمینه شاهد هستیم اصرار پدر و مادر برای ازدواج دختر و یا پسر با فردی بخصوص است. در این زمینه سنن اجتماعی، سطح اقتصادی، زیبایی ظاهری و برخی از عوامل فرعی دیگر، شرط تعیین کننده در انتخاب والدین به شمار می‌آید. در برخی از گلایه‌ها و شکایات جوانان در مورد ازدواج، رد‌پایی از این  مسئله را،  به خوبی می‌بینیم.

نکته مورد تاکید در اینجا، این است که سختگیری‌های بی‌مورد درباره ازدواج باید تا حد ممکن کاهش یابد و خانواده‌ها شرایط را برای ازدواج مناسب فرزندانشان با سهولت و سادگی و در عین حال، مراعات جوانب اخلاقی و اعتقادی فرد مقابل، فراهم آورند.

آنچه باید در ازدواج، درباره آن تاکید و پافشاری شود، اخلاق نیکو و پسندیده و اعتقاد سالم و متعالی فرد است، نه فقط سطح اقتصادی و اجتماعی آنها. وجود پاکدامنی، عطوفت، ایمان و لطف در دختر، و نیز وجود اعتقاد و ایمان و نیز غیرت مردانه و صبر و صبوری در پسر، می‌تواند سرمایه آغازین در تشکیل خانواده و ازدواج باشد.

فقدان جو تفاهم و گفت و شنود در مورد مسائل گوناگون، بین والدین و نوجوان

در زندگی امروز خانواده‌ای که دارای فرزند نوجوان است، نمی‌تواند به این مسئله بی‌توجه باشد. این قبیل خانواده‌ها باید شرایطی را فراهم آورند که فرزندانشان بتوانند به آسانی افکار و تمایلات خویش و مشکلات و تعارضات خود را با والدین و حتی با برادران و خواهران خویش، در میان بگذارند.

 

خانواده‌ای که نوجوان در آن احساس بیگانگی و تنهایی می‌کند و کسی را به عنوان هم راز و هم سخن و هم کلام نیابد، نمی‌توان آن را خانواده مطلوبی به لحاظ تربیتی به شمار آورد.

پدران و مادران بسیاری، شرایط را به گونه‌ای ایجاد کرده‌اند که فرزندان‌شان نمی‌توانند در یک موقعیت آرام و مناسب با آنها به گفتگو بنشینند و احساس تنهایی می کنند.

خانواده‌هایی که در آن برنامه و نظام مشخصی از کار، تحصیل و استراحت و حتی تماشای تلویزیون، رفتن به دید و بازدید دوستان و آشنایان وجود دارد، و در عین حال محبت، لبخند و صبر نیز از اجزی لاینفک آن است، خانواده‌ای است مطلوب. بنابراین، اقتدار هرگز با صمیمیت و دوستی مغایرت ندارد. پدر و مادری که در زندگی جدی هستند، می‌توانند اقتداری همراه با ملاطفت و ملایمت و دوستی با فرزندان خود، داشته باشند.

در گفتار بعد که آخرین مقاله از سلسله مقالات ارتباط دختر و پسر است دو مورد دیگر از تاثیر گذاری خانواده رابررسی می کنیم و به نقش اجتماع در برقراری ارتباط ناصحیح دختر و پسر می پردازیم.

علل روابط دختر و پسر

) از دلایل انحراف در ارتباطات اجتماعی، فقدان مباحث تئوریک و عدم معرفی الگوهای مناسب و قابل تقلید از سوی نخبگان فکری، فرهنگی، حوزوی و دانشگاهی است. این مقاله در یک نگاه عقلی به تعلیل ارتباطات بین دو جنس مخالف پرداخته و با تقسیم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دلیل» نکاتی را در رابطه با هر یک به بحث گذاشته است. در انتها نیز برای پیشگیری از خطرات فراراه و چاره جویی مشکلات و دردهای موجود، نکاتی مطرح گردیده است.

2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را می توان در یک دسته بندی دقیق و منطقی، به دو قسم هویت نوعی و صنفی تقسیم نمود:

2-1 ) هویت نوعی و صنفی: هویت هر فرد در یک مبنا به سطح هویت شخصی، فکری و روحی قابل تقسیم است و در مبنای دیگر به دو سطح هویت فردی و جمعی تقسیم می شود (1). در این مقاله هویت به دو سطح نوعی و صنفی تقسیم می شود.

منظور از هویت انسانی(نوعی) آن خصوصیاتی است که دختر و پسر را به عنوان انسان در بر می گیرد و از سایر حیوانات و موجودات متمایز می کند. اما در هویت صنفی (جنسی) به دنبال بیان ممیزات دختران از پسران هستیم.

2-2) زن و مرد در هویت انسانی (نوعی) مشترک اند. وجه ممیز انسان از حیوانات و موجودات دیگر نیز عقل است(2). از نتایج اشتراک دختر و پسر در هویت انسانی آن است که عقلانیت، علم، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برای زن و مرد ممکن است. و در این حوزه ها می توانند با هم رقابت کنند و ارتباط داشته باشند.

مدعای دیگر این مقاله آن است که هویت جنسی (صنفی) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتیجه جسم این دو صنف با هم متفاوت است و رعایت نکاتی در شیوه پوشش و لباس برای هر دو لازم و ضروری است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نیز با بحث زیبایی آنها و لزوم حفظ زیبایی و عدم سوء استفاده دیگران از آنها و عدم عرضه ارزان زیبایی زنان قابل توجیه است(3).

2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقی، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.

2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدین و ... یا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نیست، بلکه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هویت جنسی و حوزه افتراقات دختر و پسر باز می گردد و نه هویت انسانی و اشتراکات. ثانیا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرین است، روابط آنها حین و پس از بلوغ و عصر مجردی و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجوانی و جوانی)

2-5) تقسیم هویت به انسانی و جنسی اعتباری است. اگرچه نگارنده معتقد است در حیطه هویت انسانی تعامل و ترابط، بلامانع است اما رعایت حدود و قیودی برای اینکه این ارتباطات از آفتها و آسیبها مصون بماند، ضرورت دارد.

ب) علل و دلایل روابط دختر و پسر

هر پدیده از سه منظر قابل توجه و بررسی است؛ مقام توصیف، مقام تعلیل و مقام تجویز و توصیه. رابطه دختر و پسر نیز از هر سه منظر یادشده قابل بررسی و مطالعه است. در مقام توصیف میتوان از وضعیت موجود روابط دختر و پسر توصیفات فراوان ارائه داد، که این روابط گاه حتی به صورت نامطلوب وجود دارد.

در مقام تعلیل باید چرایی ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گیرد. تا بر اساس آن ببینیم که در مقام تجویز چه باید کرد. در این قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعلیل می گردد.مجموعا عواملی که به عنوان «متغیر مستقل» می توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغیر وابسطه» تاثیر بگذارند به دو دسته «علت» و «دلیل» قابل تقسیم اند:

1) علل روابط دختر و پسر

روابط دختر و پسر، در همه موارد متکی به علاقیت و گزینش و به عنوان گزینه مطلوب نیست ، بلکه در بسیاری از موارد علل دیگری باعث ارتباط دختران و پسران می باشد. مثلا اگر د ر خانواده و یا دانشگاه و ... با محدودیت جدی مواجه باشد ، ممکن است از خانه بگریزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها کشانده شوند. این گونه ارتباطات بیش از آنکه دلیل داشته باشند، علت دارند.

از جمله نیازهای آدمی نیاز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجویی با حضور در تشکل های دانشجویی دیگران او را نپذیرند و دوست نداشته باشند و این نیاز پاسخ مناسب نیابد (خلا عاطفی را هم به این مورد اضافه کنیم ) ممکن است به جنس مخالف پناه ببرد و از این طریق حتی اگر ناصواب باشد پاسخ بگیرد. اینجاست که این ارتباط روابط دختر و پسر بیشتر علت دارد تا دلیل ، و اینجاست که در آسیب شناسی روابط دختر و پسر حتما باید به این نکته که این ارتباطات از کجا منشا گرفته و خاستگاه آن کجاست و در صورتی که به عللی (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسمیت شناخته نشدن در خانواده، اذیت شدن در کنکور، فقر اقتصادی، سخت گیری پدر و مادر، عقده های روانی ایجاد شده در مدارس، خلاء ارایه الگوی مناسب، کم کاری مشاوران تربیتی و روان شناختی آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهای متحجرانه و ناپخته نیروهای مذهبی و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه می آورند آن علل ریشه یابی شده و رفع شود. در غیر این صورت، تا علت هست معلول نیز وجود خواهد داشت.

2) دلایل روابط دختر و پسر

دلایلی همچون تحصیل و دادو ستد های علمی ، نیاز به طرح پرسش و پاسخ ، کمک گرفتن جزوات و منابع درسی ، جهات شغلی و فعالیت های مادی ، همکار شدن دختر و پسر و ... باعث می شود که نتوان به طور کلی به عدم ارتباط کاری و سازمانی یا تحصیل زن و مرد و دختر و پسر حکم داد. البته این مدعا به معنای وجود هر گونه ارتباط لجام گسیخته در محل تحصیل ، دانشگاه و محیط کار نیست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصادیقی که به هویت انسانی بر می گردد ، در جهان امروز یک ضرورت است و در دفاع از آن می توان اقامه دلیل نمود. ارتباطی که با آفت زدایی و آسیب شناسی لازم ، حدود و ثغور آن از کارتحصیلی ، به صورت قانونی و حقوق ، مدون و مضبوط شود.

اما حداقل دلیل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسیدن به نهاد خانواده از مجرای ازدواج است و این ارتباط البته مربوط به حوزه های هویت جنسی است. پس برای آسیب شناسی این روابط در حیطه های هویت جنسی، چند نکته قابل توجه اند:

اول: ارتباط دختر و پسر برای ازدواج، در صورتی که شرایط ازدواج فراهم نباشد، از سویی باعث هدر رفتن انرژی دو فرد و مانع تحقق آرمان های بلند یک جوان می شود و از سوی دیگر مساله ساز بوده و ممکن است پس از پاسخ منفی یک طرف برای ازدواج، طرف دیگر دچار بحران روحی و فکری شود.

دوم: گر چه ازدواج امری لازم و ضروری است، اما به طی شدن مراحل عادی، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفیانه و پنهانی) نیاز دارد، در غیر این صورت گاهی دختر و پسر فقط در دامی که از سوی دیگری پهن گردیده می افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگرانی و خطر، چیزی برای او در پی ندارد.

سوم : ارتباط دختر و پسر حتی در حوزه های جنسی، ضرورت و لازم است و حداقل توجیه آن بقای نسل است، اما نکته اساسی آن است که ارتباط و تلذذ جسمی دو جنس مخالف از هم ، فقط به یک فرد و یک جنس مخالف منحصر می گردد و نگارنده با مبنای عشق بین زوجین، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به کتاب مساله زن، اسلام و فمینیسم، ص 184-9 ).

اگر شرایط ازدواج برای دختر و پسری فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حیطه های جسمی، نگاه های مریض، حرف های نابجا و... باعث می شود اینگونه افراد حتی پس از ازدواج نیز به این عادات غلط و حرکات نامعقول ادامه دهند، خود و دیگران را دچار خطر و بحران سازند.

چهارم : از جمله دلایل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غریزه شهوت در آدمیان است. اما از تفاوت های انسان از حیوانات آن است که انسان علاوه بر غرایز، دارای عقل، اراده، انتخاب، ‌اختیار و... است و این قابلیت را دارد که غرایزش را تعدیل کند، کنترل نماید و جهت دهد(1). پس گر چه در حیطه هویت جنسی نیز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفی نمی گردد، ولی به ارتباط بسیار محدود و حساب شده می رسیم که بهترین مجرای آن در جامعه ما، نهاد خانواده است که از مسیر ازدواج میسر می گردد. البته برای چنین اقدامی، دلیل نیز اقامه می کنیم. چنین ارتباطی نیاز بشری و غریزی و درونی است، شرط بقای نسل است، از نیازهای اساسی است و ...

ج) روابط دختر و پسر درمقام تجویز

در این بخش و در مقام توصیه و تجویز، به اینجا می‌رسیم که رعایت چه نکاتی در موضوع ضرورت دارد و حیاتی است تا از آسیبهای احتمالی روابط دختر و پسر، مصون بمانیم. نکات عمده راهکارهای جلوگیری از خطرات و آفات عبارتند از:

1- رعایت بهداشت، نظافت و توجه به آرایش‌ها و پیرایش‌ها، خصوصا برای نسل جوان در اصل مطلوب و لازم است. دختر و پسر به جای اینکه خود را ارزان در معرض دید دیگران قرار دهند، می‌توانند با کسب توانایی‌های علمی، عقلی، روحی، قلبی و با ارائه آثار هنری، مقالات علمی، پیشرفت تحصیلی، تواناییهای رزمی و ... خود را مطرح نموده و با استحکام در جامعه ظاهر شوند. از راهکارهای آفت‌زدایی در تعامل بین دختر و پسر، توجه به نوع پوشش و آرایش و شیوه رفتار و مواجهه با دیگران است و سعی و تلاش بر اینکه خودشان را از طریق صحیح ثابت کنند و روابط سالم دو جنس را با حرکات غلط تخریب نکنند.

2- در ارتباطات سالم بین دختر و پسر که عمدتا مربوط به حیطه‌های هویت انسانی است، ضرورتی به ارتباط پنهانی و تنهایی نیست و برای پرهیز از آسیب‌ها، مناسب است که تعامل علمی، شغلی و ضروری دختر و پسر در انظار جمع و محافل عمومی باشد. حتی ارتباطات در حوزه هویت جنسی که مقدمات ازدواج و زندگی مشترک باشد نیز باید با اطلاع خانواده‌ها و به صورت مشروع، صحیح و قانونی تعقیب شود.

3- از آنجا که در فرهنگ ایرانی و در جامعه ما، دختر آسیب‌پذیرتر از پسر است، لذا عقل اقتضا می‌کند که دختران احتیاط‌ها و دقتهای بیشتری را در تعامل با مردان و جنس مخالف حتی در حوزه‌های هویت انسانی داشته باشند. از سوی دیگر اگر دختران در امور تخصصی، فنی، علمی و ... جنس خودشان را ترجیح دهند (مثلا در صورت وجود پزشک زن، به پزشک مرد مراجعه نکنند) به صورت عمیقی به تثبیت هویت جنسی زنان و تقویت حضور زنان در عرصه‌های مختلف کمک کرده‌اند.

4- در مواردی که ارتباط لازم و ضروری است، باید دختر و پسر از شرم افراطی، هیجان‌زدگی، پرخاشگری و افراط در معاشرت بپرهیزند و با شناخت واقعی از جنس مخالف و نیز با کنترل خونسردی و صلابت شخصیت، برخورد مبتنی بر احترام و اخلاق را با مراعات حدود شرعی از خود بروز دهند. البته کسب این توانایی و بلوغ در معاشرت، با تذکر، آموزش و تمرین این قابلیت، روزافزون می شود.

5- اگر روابط دختر و پسر می‌تواند مطلوب یا نامطلوب باشد، در مقابل مشاهده روابط نامطلوب در ترابط دختر و پسر، سکوت، انفعال، بی‌تفاوتی و یا همراهی، خطرناک و حتی فاجعه‌انگیز است. حال آنکه باید فعال و حساس بود و برای حفظ خود و سلامت روحی خویش، در مقابل روابط ناصحیح دو جنس از مجاری صحیح، عکس‌العمل مناسب نشان دهیم. چه بسا فردی با تذکری به راه صواب بازگردد.

6- دوستی‌های عمیق بین دختر و پسر که به عشق منتهی و به ازدواج ختم می‌شوند، نمی‌توانند محصول روابط خیابانی و دوستی‌های اتوبوسی و دفعی بین دختر و پسر باشد. زیرا برای ازدواج و زندگی مشترک، شناختهای عمیق لازم است که با این دوستی‌های ناصحیح بدست نمی‌آید. از این رو از اینگونه روابط به شدت باید پرهیز کرد.

7- دختران و پسران جوان که می‌خواهند آگاهانه آینده زندگی خود را رقم بزنند و از سویی می‌خواهند منزوی و غیرفعال و غیراجتماعی نباشند، از هر گونه دام و خطر و آسیب بپرهیزند، چرا که بی‌دقتی در ارتباط با جنس مخالف ممکن است به تحصیل، موقعیت شغلی، آبروی فرد، موقعیت اجتماعی و خانوادگی و ... آسیب وارد کند. از این رو بهتر است مجموعه ارتباطات دختران و پسران با دیگران، سطح‌بندی و دسته‌بندی شود که در یک تقسیم «ثنایی» به دو سطح قابل تقلیل است؛

اول، ارتباط با بستگان که خود دو سطح دارد:

الف) ارتباط با محارم (پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دایی، خاله، عمه و...)

ب) ارتباط با غیرمحارم (پسردایی‌ها، پسرعموها، پسرخاله‌ها و ... و دختردایی‌ها، دخترعموها، دخترخاله‌ها و...)

دوم، ارتباط با غیربستگان از جنس مخالف که خود حداقل دو سطح دارد:

الف) روابط ضروری (مثل روابط شغلی، اداری، تحصیلی و...)

ب) روابط غیرضروری (مثل روابط دختران و پسران در کوچه، محله، پارک، سینما و ...)

نکته مهم آن است که در تعیین حدود و شیوه تعامل بین دختر و پسر، باید به هر چهار سطح توجه داشته باشم تا روابط صحیح از ناصحیح شناخته شوند. شاید بتوان ادعا نمود که بخشی از روابط ناصواب دختر و پسر در جامعه ما، به فقدان اطلاعات صحیح نسل جوان از میزان مجاز بودن یا نبودن، سطوح مختلف افرادی که درمقابل او هستند،‌عدم ارائه آموزش برای مواجهه با جنس مخالف و فقدان نهادهایی برای تربیت نمودن نسل جوان برای تعامل با دختران و یا پسران

 

حقيقت رابطه دختر و پسر در اسلام

قبل از اينكه به تبيين روابط دخترو پسر از نظر اسلام بپردازيم چند نكته را ياد آوري مي كنيم. اول: اينكه مبنا و ماخذ معارف ، اخلاقيات ، معيارهاي رفتاري و... و در يك كلام بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي ما برگرفته از دين اسلام است و ما در هر مرحله از مراحل زندگي بشري چه فردي و چه اجتماعي دين اسلام را حاكم مي دانيم وآنرا ملاكي جدائي ناپذير براي زندگاني بشري قلمداد مي كنيم. و لذا آنچه در ذيل مي آيد طبق همين ملاك مي باشد. دوم: اگر چه عنوان مقاله روابط دختر و پسر است،


برچسب ها : ,,,,,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی