close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
نخاع چيست ؟


عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
تاریخ: دوشنبه 9 آبان 1390
دسته:
بازدید: 1550

 

نخاع شبيه يک لوله تو پر است که وقتی آن را به صورت عرضی برش دهيم، در قسمت داخلی آن، ماده خاکستری و در قسمت خارجی آن ماده سفيدی را می بينيم. نخاع پر از سلولهای عصبی است . اين سلولها رابط بين مغز و اعصاب حسی و حرکتی هستند که از ستون فقرات ما منشعب می شوند. جريان عصبی در اعصاب ناحيه نخاع پيامها را از مغز به اندامها می رساند. ما 21 جفت عصب نخاعی داريم که هر کدام از اين اعصاب پس از خروج از نخاع منشعب می شوند. نخاع شامل پرده های سخت شامه، عنکبوتيه،نرم شامه، مايع مغزی نخاعی و سلولهای عصبی است.

 

انعکاس نخاعی :

هيچوقت به اين موضوع فکر کرديد که چرا وقی دستتان با جسم داغی برخورد می کند، قبل از اينکه فرصت فکر کردن داشته باشيد، دستتان را عقب می کشيد؟ واقعيت اين است که در مواقع بروز خطرات ناگهانی، اتفاقی به نام انعکاس نخاعی در بدن رخ می دهد که سرعت عمل آن بسيار بيشتر از واکنشهای ارادی بدن ماست. در روند يک انعکاس نخاعی، موج عصبی که در اثر تحريک يک تار عصبی حسی به وجود آمده به نخاع می آيد و به يک عصب حرکتی منتقل می شود و بلافاصله به اندام درگير می رسد و مثلا" در مثال فوق باعث عقب کشيدن فوری دست ما می شود.

 

 اندازه نخاع :

خيلی مختصر و مفيد عرض می کنم که نخاع ما 38-45 سانتی متر طول و حدود 30-40 گرم وزن دارد!

 عوارض آسيب های نخاعی:

بيمارانی که دچار آسيب نخاعی يا مسائلی چون عفونت ريه ها و عفونتها و مشکلات مجاری ادراری می شوند، کنترل ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند و در اغلب موارد به دليل بی تحرکی، از زخمهای بستر شديد و عفونی رنج می برند . به جز اين عوارض فرعی، بسته به نوع و سطح آسيب نخاعی، مصدومين ، همه يا بخشی از حسها و حرکات ارادی خود را برای هميشه از دست می دهند.

 مايع نخاع:

مايع نخاع يا ال پی، مايعی است که در نخاع ما وجود دارد و يکی از مهمترين خواص آن، ضربه گيری برای سلسله اعصاب ارزشمندی است که در نخاع قرار دارند. مننژيت يا سرسام، بيماری خطرناکی است که اگر به موقع به دادش نرسند، باعث عوارضی چون کری، کوری، فلج اندامها، عقب ماندگی ذهنی، صرع و حتی مرگ می شود. مطمئن ترين راه تشخيص بيماری مننژيت، آزمايشی است که بر روی مايع نخاع انجام می شود. برای اين آزمايش سوزن مخصوصی از فضای بين مهره های تحتانی کمری وارد حفره ميانی ستون مهره ها که در آن مايع نخاعی وجود دارد می شود و مقدار کمی از اين مايع برای بررسی عفونت و کشت خارج می شود. در هر دقيقه حدود 5 ميلی متر مايع نخاعی در بدن ما توليد می شود و خارج کردن کمی از اين مايع برای آزمايشات ، هيچ خطری ندارد. اين موضوع اهميت زيادی دارد چون خيلی از افراد از صدمه ديدن نخاع در اين آزمايش وحشت دارند و با ممانعت از انجام آن خطرات زيادی را برای خود يا فرزند بيمارشان ايجاد می کنند در حاليکه مايع نخاعی از حد فاصل مهره های تحتانی کمری بيرون کشيده می شود و در اين محل نخاع وجود ندارد.

 

علائم اصلی آسيب به نخاع:

خشک شدن و بی حرکت ماندن گردن، ماندن سر در وضعيتی غیر معمولی، مشکل داشتن يا ناتوان بودن از راه رفتن، فلج شدن ، سردرد، گردن درد يا کمر درد، کرختی و سوزن سوزن شدن پا، ناتوانی در کنترل ادرار و بی هوشی و علائم شوک مثل رنگ پريدگی، سرد شدن پوست ، کبودی ناخنها و لبها و کاهش هشياری ، از علائم هشدار دهنده ای هستند که در سوانح می توانند نشانه ای از بروز آسيبهای نخاعی باشند و دقت بيشتری را می طلبند.

کمک های اوليه برای مصدومين گردن و کمر :

        سر و تنه مصدوم را کاملا" بی حرکت نگهداريد.

        اگر حرکت دادن مصدوم ضروری است ، از چندين نفر کمک بگيريد که يکی از آنها فقط بايد سر و گردن بيمار را نگهدارد. همه گروه بايد بدن مصدوم را در حاليکه سر و گردن و کمر او کاملا" ثابت است ، روی برانکارد قرار دهند.

        در اطراف سر و بدن بيمار، حوله، پارچه و پتو قرار دهيد و بيمار را به برانکارد ببنديد تا موقع جابجايی، کوچکترين تکانی نخورد.

        لباسها و يا کلاه بيمار را از تنش در نياوريد.

آسيب نخاعی چيست ؟

نخاع ما درست مثل کابل تلفنی است که بين مغز به عنوان مرکز تلفن و اندامهای حسی و حرکتی به عنوان مشترکين قرار گرفته است . با آسيب ديدن نخاع در محل ضربه، اول خونريزی و تورم در نخاع ايجاد می شود و بعد، بسته به سطح ضايعه، يک حباب در نخاع به وجود می آيد. که باعث قطع شدن مسير و از دست دادن همه يا بخشی از حسها و حرکات می شود. نقطه آسيب در هر کجای نخاع که باشد . بالای آن درست عمل می کند و صدمه ها در نواحی پايين آن ديده می شود. مثلا" کسانی که از آسيبهای گردن رنج می برند، همه يا بخشی از حرکات دستها و پاهايشان را از دست داده اند در حاليکه کسانی که از ناحيه کمر آسيب ديده اند، مشکلی در حس و حرکت دستهايشان ندارند بلکه مشکلات آنها مثلا" در پاهايشان بروز می کند.

 

راههای پيشگيری از آسيب نخاعی :

هميشه پيشگيری بهتر از درمان است. در مورد آسيب نخاعی انجام اقداماتی مثل بستن کمربند ايمنی در خودرو، ورزش کردن و بلند کردن اجسام به روش درست، شيرجه نزدن در جاهايی که عمق آن کافی نيست. موتور سيکلت سوار نشدن و ضربه نزدن با سر از بهترين راههای پيشگيری از آسيب نخاعی است.

 

آسيب نخاعی با قطع نخاع چه فرقی دارد؟

همانطور که پيشتر گفته شد، اگر نخاع را مثل يک کابل تلفن در نظر بگيريم، در آسيب نخاعی بخشی از اين کابل از ميان رفته و عملکرد آن مختل ميشود در حاليکه در قطع نخاع، ارتباط ميان مغز و اندامها به طور کامل قطع شده و کليه حرکات ارادی و غير ارادی و حسهای زير محل آسيب ، از دست داده می رود.

 

مهره های بدن ما :

مهره ها، استخوانهايی هستند که از نخاع ما محافظت، می کنند و نخاع در وسط آين مهره ها قرار گرفته است. مهره ها به صورت منظم بر روی يکديگر قرار گرفته اند. آنها ستون فقرات را می سازد که در مواقع ستون بدن است ولی حالت انعطاف پذيری دارد. مهره ها به وسيله رباطهايی به هم وصل شده اند که وجود همين رباطها باعث ايستايی ستون فقرات ما می شود.   ما 30 مهره داريم: 7 مهره گردنی، 12 مهره پشتی، 5 مهره کمری، 5 مهره خارجی و يک مهره دنبالچه .

 

اعصاب نخاع :

سی و يک جفت عصب از نخاع خارج می شود و عملکرد قسمتهای مختلف بدن را کنترل می کند. اين اعصاب عبارتند از :

8 عصب گردنی که کنترل گردن ، بازو و دستها را به عهده دارند.

12 عصب پشتی که کنترل تنه و عضلات بالايی شکم را به عهده دارند.

5 عصب کمری که کنترل عضلات پايين شکم و اندامهای تحتانی را به عهده دارند.

5 عصب خارجی که کنترل قسمتهای پايينی اندام تحتانی و عملکرد روده و مثانه را کنترل می کنند و يک عصب دنبالچه .

 

 

آسيب نخاعی کامل و ناقص :

بعد از بروز حوادثی که پزشک را به آسيب نخاعی مشکوک می کند، اقدامات اوليه ای برای بيمار صورت می گيرد. از جمله ثابت کردن مهره  با کمک يک عمل جراحی نسبتا" ساده . مرحله بعدی بررسی ميزان آسيب نخاعی است که بر اساس امتحان 10 عضله اصلی در هر طرف بدن و 27 نقطه حسی از پيش تعيين شده است. بعد از اين مرحله، MRI مقدار آسيب نخاعی را مشخص می کند. پزشک سعی می کند کامل بودن يا ناقص بودن آسيب را بررسی کند. اگر نخاع را به يک کابل تلفن تشبيه کنيم. آسيب کامل به معنی قطع کليه خطوط ارتباطی و آسيب ناقص به معنی صدمه ديدن بخشی از اين کابل است. معمولا" با از بين رفتن تورم و جذب خونمردگی حاصل از ضربه، بخشی از حسها و حرکتهای فرد آسيب ديده باز می گردند ولی با مرور زمان از اين پيشرفتها کاسته شده و بالاخره به    نقطه ای می رسند که وضعيت بيمار تقريبا" ثابت می شود.

 

ترميم نخاع آسيب ديده در چين :

در کشور چين از سلولهای بنيادی برای ترميم نخاع آسيب ديده استفاده می شود. سلولهای بنيادی را از مغز استخوان و يا بند ناف جنين می گيرند. سلولهای بنيادی سلولهای بی هويتی هستند يعنی تمايز يافته نيستند و در هر جايی از بدن که قرار بگيرند، خود را مشابه سلولهای بافت همجوار می کنند. در سلول درمانی با کمک سلولهای بنيادی، سلولها در محل ضايعه نخاعی قرار می گيرند و در اثر همجواری با نخاع، به سلولهای عصبی تبديل شده و قسمت قطع شده را ترميم می کنند. اما اين روش معايبی دارد: از جمله آنکه سلولهای بنيادی جنينی از بدن شخص برداشته  نشده اند و امکان رد پيوند وجود دارد.  از سوی ديگر، اين سلولها چنانکه از نام جنينی پيداست در مرحله تکثير قرار دارند و خطر تبديل شدن آنها به بافتهای سرطانی و تومورال هميشه وجود دارد.  نکته بعدی در مورد سلولهای بنيادی ، هويت نداشتن آنهاست که در اثر کوچکترين خطايی در محل قرار گيری سلول، ممکن است به جای سولهای عصبی به سلولهای ديگری تبديل شوند که وضعيت را برای بيمار دشوارتر می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلول درمانی در کشور روسيه :

روسيه هم جزو کشورهايی است که برای درمان آسيبهای نخاعی از روش سلول درمانی استفاده می کند. در اين کشور ازکشت و تکثير سلولهای مخاط بينی فرد آسيب ديده برای درمان آسيب نخاعی او استفاده می کنند. آنها متوجه شده اند که سلولهای مخاط بينی، قابليت عملکرد سلولهای عصبی را دارند. اما اين روش هم در نوع خود مخاطره آميز است. چون سلولهای مخاط بينی انسان در معرض عبور هوا قرار دارند و به ويروسهايی آلوده هستند. ويروسها آنقدر ريزند که وارد سلولهای ما می شوند و با کشت سلول، آنها هم تکثير می شوند. بسياری از آسيب ديدگان نخاعی که در روسيه سلول درمانی شده اند از بيماريهای ويروسی مثل مننژيت رنج می برند.

 

 

يک انسان يک انگيزه :

گاهی وقتها انگيزه های قوی، ناممکن را ممکن می سازد. خانم فيروزی يکی از کسانی است که با کمک انگيزه ای بسيار قوی، کار بزرگی را برای همه بيماران آسيب نخاعی انجام داد. 12 سال پيش ، او برای زيارت به مسجد جمکران رفت. او در جمکران با تعدادی از جانبازان ضايعه نخاعی مواجه شد. مردانی که به سبب ايمان قوی شان ، روحيه بسيار خوبی داشتند اما از شرايط جسمانی خوبی بهره مند نبودند. خانم فيروزی به شدت غمگين شد. او به خود نهيب زد که با کمک دانش و تخصص، وظيفه دارد برای جانبازان نخاعی کشور کاری کند و کاری کرد کارستان.  او متوجه شد که سلولهای شوان توانايی ترشح ماده به نام NGF را دارند که اين ماده در محل آسيبهای نخاعی ، می تواند باعث جوانه زدن آکسونهای جديد در محل ضايعه شود و آن را ترميم کند. او برای رسيدن به نتيجه نهايی به همکاری با پزشک مغز و اعصاب نياز داشت تا حاصل آزمايشاتش را بر روی موشهای آزمايشگاهی ببيند. دکتر صابری پزشک مغز و اعصابی بود که با او همکاری کرد. آنها به طور تجربی موشها را دچار آسيب نخاعی کردند و بعد سلولهای شوان خود آنها را به محل آسيب تزريق کردند. نتيجه شگفت آور بود، چون موشهای مورد آزمايش، يک هفته بعد از تزريق سلولهای شوان به محل آسيب، هيچ نشانه ای از بهبودی نداشتند. يک ماه بعد، اندک حرکتی در پاهايشان به وجود آمده بود، 60 روز بعد، موشها راه می رفتند ولی پاهايشان هماهنگ عمل نمی کرد و 240 روز بعد، موشها راه         می رفتند، هماهنگ و باور نکردنی !

 سلول درمانی در ايران :

روش سلول درمانی کشور ما منحصر بفرد و کاملا" بی خطر است. در اين روش که انقلابی در درمان آسيبهای نخاعی به شمار می رود، از سلولهای شوان استفاده می شود. سلول شوان فرد آسيب ديده از عصبی در پشت پای او و طی يک عمل جراحی سرپايی برداشته می شود. اين سلول در محيط کشت بسيار حفاظت شده ای تکثير می شود و معمولا" بعد از دو هفته تا يکماه به غلظت کافی می رسد. عمل جراحی پيوند نخاع در ايران با تزريق سلولهای شوان به محل آسيب صورت می گيرد. اين عمل کاملا" بدون خطر و عارضه است. چون سلولها از بدن خود فرد برداشته شدند، امکان رد پيوند وجود ندارد. سلولهای شوان جزو سلولهای عصبی و بالغ و تمايز يافته اند پس به سلول ديگری تبديل نمی شوند و رشد و تکثير غير طبيعی آنها منتفی است، چرا که در مرحله جنينی نيستند. ضمنا" آين سلولها از بدن خود فرد برداشته  می شوند و ويروس اضافی وارد بدن   نمی کنند. بيماران برای سلول درمانی، بايد دارای شرايط خاصی باشند. يکی از مهمترين اين شرايط، سالم بودن اندامهای تحتانی زير محل آسيب است. در اين موارد بيمارانی که بعد از بروز آسيب نخاعی، اميد خود را از دست نداده اند و با فيزيوتراپی و ورزش از لاغر شدن ماهيچه هايشان جلوگيری کرده اند. حاصل تلاشهايشان را می بينند و نامزدهای بهتری برای سلول درمانی هستند. ( لازم به ذکر است که این روش درمانی در حال حاضر در مرحله آزمایشی است و می بایستی مراحل علمی خود را  طی نماید تا از وزارت بهداشت و درمان و آموزش  پزشکی مجوز نهایی را بگیرد-مرکز ضایعات نخاعی جانبازان )

 وقتی رنج در می زند...

هيچوقت شده که به بسته شدن پلکهايتان فکر کنيد؟ هيچوقت شده که به راه رفتنتان فکر کنيد؟ هيچوقت شده به پاهايتان فکر کنيد و برايش احترام قائل باشيد؟ وقتی دستتان می سوزد و آن را عقب می کشيد، هيچوقت به جز درد سوختگی به چيز ديگری فکر کرده ايد؟ هيچوقت دلتان برای احساس سردی قطره باران بر روی پاهايتان تنگ شده است؟ باور نمی کنيد، اما... دل من برای همه اينها تنگ شده است.

 از درد دلهای يک دوست آسيب نخاعی

                                            

دسته بندی آسيب نخاعی :

بطور معمول، بيمارانی که دچار آسيب نخاعی می شوند به دو دسته پاراپلژی و تتراپلژی تقسيم می شوند. بيمار پاراپلژی ، بيماری است که منطقه آسيب نخاعی او در ناحيه سينه، کمر، يا خاجی باشد. اين بيماران حس و حرکت تنه و اندامهای تحتانی خود را از دست داده اند. بيماران تتراپلژی بيمارانی هستند که از ناحيه گردن صدمه ديده اند و کنترل حس و حرکت اندام فوقانی ، تنه و اندام تحتانی خود را از دست داده اند.

 

 

 

 نخاع ده ميليون ساله :

در بيست و پنجم ماه اوت سال 2006 ميلادی يعنی همين امسال، خبر شگفت آوری منتشر شد. يک ديرين شناس ايرلندی، نخاع حيوانی فسيل شده به قدمت 10 ميليون سال را کشف کرد. به نظر می رسد اين کشف، اطلاعات فراوانی راجع به حيوانات ما قبل تاريخ به انسانها بدهد.   ماريا مکنا مارا، ديرين شناس اين دانشگاه ضمن اعلام اين خبر توضيح داد که اين نخاع در بين رسوبات درياچه منطقه ليبروس واقع در شمال شرقی اسپانيا و در بقايای بدن يک قورباغه و مقدار کمی از آن در بدن يک نوزاد قورباغه و يک سمندر فسيل شده کشف شده است.

 

اسپاسم های بيماران آسيب نخاعی چه هستند؟

اسپاسم عضلانی، تعريف ساده ای دارد. به حرکات خود به خود اندامها به صورت انقباض عضلات يا حرکات اندامها، اسپاسم عضلانی می گويند. در بيماران آسيب نخاعی بعد از گذشتن چند هفته تا چند ماه، اسپاسم به وجود می آيد. اين اسپاسم ها به معنی برگشت حرکات اندامها نيست چون تحت کنترل بيمار نيستند. علت اصلی بروز اسپاسم، فرمان های اشتباهی است که از زير ناحيه صدمه ديده نخاع صادر می شوند. اسپاسمها برای بيماران مفيدند چون باعث انقباض عضلات و جلوگيری از لاغر شدن بيش از حد عضلات بيماران        می شوند.   اگر اسپاسمها بيش از حد افزايش يابند، اسپاستيسيتی در بيمار رخ داده است. اسپاستيسيتی معمولا" نشانه عفونتهای ادراری يا ساير عفونتهاست.

 


برچسب ها : ,,,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی